آبشخور تمام سینمای دنیا از سینمای هنری و تجربی است/فیلم تجربی ساختن کار آسانی نیست

🎬آبشخور تمام سینمای دنیا از سینمای هنری و تجربی است/فیلم تجربی ساختن کار آسانی نیست

به گزارش #هفت_سینما فیلم «جنبل» از گروه فیلم‌های هنر و تجربه شنبه ۷ اردیبهشت با حضور مینا بزرگ‌مهر و هادی کمالی مقدم کارگردانان فیلم، در سینما هویزه مشهد اکران و مورد بررسی قرار گرفت.
کمالی مقدم: آبشخور تمام سینمای دنیا از سینمای هنری و تجربی است. حتی سینمای بدنه و عمیقا تجاری هم آبشخورشان تقلید از اتفاقات تازه هنری است.
مینا بزرگمهر در ابتدای جلسه درباره ساخت«جنبل» گفت: در وهله اول برای ما ساخت این فیلم از یک ماجرا، سوال و جست‌وجو شکل گرفت. خواستیم به سرزمینی سفر کنیم و به سراغ شخصیتی همچون موسی برویم. سفر به اقلیمی که آن را می‌شناختیم و با ذهنیت مردمان و طبیعت آنجا آشنا بودیم. قرار بود با این سه عنصر اصلی یعنی طبیعت، خیال جمعی زاییده باورهای مردم منطقه و همچنین موسی که شخصیت و خط اصلی ماجرا را شکل می‌داد داستانی بسازیم، مثل در هم تنیدن یک بافتنی. ساخت این فیلم از ابتدا همچون یک کشف و شهود بود و در ادامه تلاش کردیم تا شیوه بیان آن را هم کشف و اختراع کنیم.
هادی کمالی مقدم دیگر کارگردان فیلم در ادامه عنوان :موقعیت مستند با بداهه و تازگی‌ای همراه است که از قبل نمی‌توان برای ساخت لحظه‌ها پیش‌بینی و برنامه‌ریزی کرد بلکه وارد اتفاق بداهه می‌شوید، با آن همراه می‌شوید و دریافت‌هایت را از آن ثبت می‌کنید. درواقع نوعی بده بستان شکل می‌گیرد که به تجربه‌گرایی،تازگی و عنصر خلاقه نیاز دارد.
بزرگمهر سپس درباره شیوه کارشان در این فیلم بیان کرد: شیوه کار ما در این فیلم از طریق تجربه‌مان از تئاتر کارگاهی شکل می‌گیرد. در تئاتر تجربی ما موقعیت‌ها را به وجود می‌آوریم، آکتورها دورهم جمع می‌شوند خط داستانی و فکری مشخص است، محتوا را می‌پرورانیم و در مرحله آخر با یک بداهه‌پردازی و دراماتورژی مختص این نوع کار، عناصر را در هم می‌تنیم. ازآنجایی‌که کار ما ساختار تجربی داشت چاره‌ای به‌جز تجربه کردن هم نداشتیم. از سوی دیگر ما در این فیلم وارد مبحث آیین‌ها می‌شویم. آیین‌هایی که منجر به تحول درونی، استحاله و درمان می‌شود. لازم بود هم ما به عنوان سازندگان فیلم این مراحل را تجربه کنیم و هم مخاطبی که با این اثر مواجه می‌شود. به‌جای اینکه صرفا اطلاعات بدهیم و آرشیوها را پرکنیم، تلاش کردیم مخاطب از درون کار را تجربه کند و در موقعیت قرار بگیرد.
در ادامه جلسه کمالی‌مقدم درباره وجود عنصر خیال در این فیلم توضیح داد: این فیلم روی مرز خیال و واقعیت شکل می‌گیرد؛ مرز میان خشکی و دریا، بر لبه آب. همان‌طور که تصویر آغازین از میان کف‌های دریا بیرون می‌آید، روایت افسانه «جنبل» شکل می‌گیرد. در این فیلم همواره یک نگاه دیالکتیکی جریان دارد، میان جزیره و دریا، مرگ وزندگی، آدمیزاد و پریزاد واقعیت و خیال، فراموشی و به خاطر سپردن. همان‌طور که در دقایق آغازین فیلم هم گفته می‌شود «آهن و سیمان که آمد، اهل خیال هم قهر کردن و رفتن ته آب، رخت مرده‌ها هم لب ساحل رها شد». انسان امروزی با آمدن زندگی ماشینی و مدرن از وجه خیال‌انگیزش دور و دورتر می‌شود و چه‌بسا این عنصر را در زندگی از دست می‌دهد. آن تکه لباس مدفون میان آشغال‌های دریا، در حقیقت نماد همان باورها و خیال‌هاست که رفته‌رفته به دست فراموشی سپرده شدند، رابطی میان اهل خیال و اهالی جزیره. شخصیت اصلی فیلم تلاش می‌کند این عدم تعادل را به مخاطب یادآوری کند.
بزرگمهر نیز در توضیح بیشتر عنصر خیال عنوان کرد:«جنبل» مثل آیینی است که خیال‌ها را زنده می‌کند و این زنده کردن هم با ثبت کردن در جزیره و بها دادن این عنصر شکل می‌گیرد و هم این قضیه در سالن‌های سینما منعکس می‌شود برای انسان مدرن شهری که از رویا فاصله گرفته است. او با دیدن این فیلم روی پرده‌در یک ساعت با این دنیا ارتباط برقرار می‌کند و خیالش تحریک می‌شود.
کمالی مقدم در پایان به سختی‌های ساخت فیلم تجربی اشاره کرد و گفت: فیلم تجربی ساختن کار آسانی نیست، فیلم تجربی که نگاه حرفه‌ای داشته باشد با موانع زیادی همراه است. ما از این موانع عبور کردیم تا به خواسته و خیال‌مان برسیم. مسلما باید از نگاه‌های تازه و نو حمایت شود تا سینمای مستقل به حیات خود ادامه دهد. حمایت سینمای هنروتجربه از فیلم‌های تجربی و نوگرا بسیار ارزشمند است اما لازم است مسوولان سینمایی کشور ترس و نگرانی را کنار بگذارند و با حمایت جدی از موج نوی سینمای تجربی راه را برای ایجاد تحول اساسی در سینمای کلیشه زده و تکراری کشور باز کنند.

🎬 پایگاه خبری هفت سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *