جفا به تاریخ و سینما/ یادداشت علیرضا حیدری درباره فیلم «غلامرضا تختی»

جفا به تاریخ و سینما
علیرضا حیدری-روزنامه‌نگار

این روزها دلسوختگان سینما و ورزش کشتی، از فروش پایین فیلم «تختی» گلایه کرده‌اند و به تعبیر هوشنگ گلمکانی یک «شرم اجتماعی» است. دلایل جامعه شناختی این ماجرا البته بحث مفصلی می‌طلبد که خبرگان علوم اجتماعی باید به آن بپردازند؛ اما آنچه در نگاه اول به چشم می‌آید این است که مفهوم «هویت» در جامعه ما بیشتر در سطح و لایه‌های بیرونی خودنمایی کرده است و چندان به عمق راه نیافته است. چه درک هویتی و چه درک سیاسی (که اتفاقا در فیلم تختی) کاملا مابه‌ازا دارد، در نهاد اجتماعی ما ژرف و پخته نیست و آنچه گاه در دفاع از هویت می‌بینیم بیشتر احساس هویتی است تا درک هویتی و گرنه فیلم «تختی» باید پرفروش‌ترین فیلم می‌شد. «تختی» نماد پهلوانی است که ریشه‌ای در حماسه و شاهنامه دارد، هم ورزشکاری است که قهرمان ایرانی‌ترین ورزش است، هم کنش‌های سیاسی و اجتماعی‌اش، او را به یکی از شخصیت‌های سیاسی روزگار ما بدل کرده است؛ با همه این عناصر هویتی، کم فروش بودن فیلم زندگی او (که اتفاقا یکی از بهترین فیلم‌های امسال است) من را با این تعبیر هوشنگ گلمکانی هم‌داستان می‌کند که باید از «شرم اجتماعی» یاد کنیم.
بهرام توکلی در روایتی که از غلامرضا تختی دارد، روایتی به واقع نزدیک‌تر ارائه می‌دهد؛ روایتی باور پذیرتر با ذهنیت اجتماعی؛ روایتی که سعی شده است با استناد به وصیتنامه و مستندات یک خبرنگار، تختی را درون جامعه گزارش کند. تختی‌ای که توکلی نشان می‌دهد، با لحاظ فضای اجتماعی، فقر فلاکت بار حلبی نشین‌ها و مناسبات سیاسی، فیلمی دلچسب و جذاب به دست می‌دهد که تماشاگر را راضی می‌کند.
«تختی» توکلی کاملا در کنار مردم است، درد مردم را دارد، رنج مردم رنج اوست و بهروزی مردم امید او و امروز این مردم‌اند که باید با او و آرمان‌هایش همراه شوند.

 

🎬 پایگاه چند رسانه ای هفت سینما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *